شمارهٔ ۹۲
هوش مصنوعی: این شعر توصیف احساسات عمیق و دردناک عاشقی است. شاعر از آتشین شدن دلها و غم و اندوه عمیق ناشی از جدایی میگوید. او از "صد شعله ی آه" سخن میگوید که ناشی از درد و بلاهایی است که بر سر عاشقان میآید. شاعر احساس سرگشتگی و افسردگی را که در نتیجهی جدایی از معشوق به وجود آمده، را به تصویر میکشد و به حسرت و تلخی ناشی از دوری از عشق اشاره میکند. او همچنین به تأثیرات این جدایی بر وجود خود و چگونگی واکنشهای عاطفیاش پرداخته است.
صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاستآه این چه بلا بود که از خانه ی زین خاست
هوش مصنوعی: از هر گوشهای صد آتش و احساس سوز دل به وجود آمده است. این چه مصیبتی است که از خانه زین به وجود آمده؟
آشفته و کاکل بسر دوش فگندهگویا که همین دم ز پریخانه ی چین خاست
هوش مصنوعی: شخصی با ظاهری آشفته و موهایی پریشان به نظر میرسد، گویی به تازگی از دنیای پریان خارج شده است.
دشمن چه فسون خواند که آن شمع دل افروزبنشست چو شاخ گل خندان و حزین خاست
هوش مصنوعی: دشمن هر چه جادو و فریب بگوید، آن شمع روشنیبخش به آرامی نشسته و مانند گل، هم خندان و هم اندوهگین، برخواست.
هر چند کزین صف شکنان گوشه گرفتماز جای دگر سخت کمانی ز کمین خاست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از صف دشمنان فاصله گرفتم و به گوشهای رفتهام، اما هنوز خطر جدی از طرف کسی که در کمین نشسته است، وجود دارد.
در خاتم فیروزه ی شیرین چه حلاوتچون زهر جداییش هم از زیر نگین خاست
هوش مصنوعی: در انتهای انگشتر فیروزهای که شیرین است، چه لذتی وجود دارد. حتی جدایی از او هم مانند زهر، از زیر نگین این انگشتر به وجود میآید.
سر زد ز دلم صد بته ی صبر بیندیشزین تلخ گیاهی که ازین شوره زمین خاست
هوش مصنوعی: از دل من صد بار صبر شکفته شد. به اینکه به این گیاه تلخی فکر کن که از این زمین شورهزار رشد کرده است.
هر بار که شمشیر ترا دید فغانیآنگونه برآشفت که مویش ز جبین خاست
هوش مصنوعی: هر بار که شمشیر تو را دید، به شدت برآشفت و موهایش از روی پیشانیاش بلند شد.