شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: غزل به توصیف زیباییها و جلوههای عشق پرداخته است. شاعر از دلدادگی و جذابیت معشوق خود میگوید و ناز و فریبایی او را با تصاویر شاعرانه به تصویر میکشد. او به تأثیر عشق بر دل و جان خود اشاره میکند و از آتش درون و غم جدایی سخن به میان میآورد. در نهایت، شاعر به شکست و هلاکت عاشقان از زیبایی و شیرینی عشق اشاره میکند و به تاثیر سحرآمیز لب معشوق بر دلهای عاشق اشاره دارد.
شبانه می زده یی ماه من چنین پیداستنشان باده ات از لعل آتشین پیداست
هوش مصنوعی: در دل شب، من متوجه شدم که تو با من هستی و نشانه هایی از شادی و سرخی در چشمانت نمایان است.
همین بکینه ی ما تیر در کمان داریدر ابرویت ز سیاست هنوز چین پیداست
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که حسادت و کینهتوزی ما به تو، مانند تیری در کمان است که آمادهی پرتاب شدن است. همچنین بر روی ابرویت همچنان نشانههایی از تدبیر و سیاست به چشم میخورد.
بر آتش دل گرم که دست داشته ییکه داغ تازه ات از چاک آستین پیداست
هوش مصنوعی: دل گرم من همچون آتش میسوزد و نشان درد تازهات از چاک آستینت پیداست.
بطرف باغ گذر کرده یی بگل چیدنز چاک پیرهنت برگ یاسمین پیداست
هوش مصنوعی: به باغ رفتهای و در حال چیدن گل هستی و از چاک پیرهنت میتوان دید که برگ یاسمن در آنجا وجود دارد.
بدین و دل چه تفاخر کدام دین و چه دلمرا که در غم عشقت نه دل نه دین پیداست
هوش مصنوعی: به چه چیزی میتوانم تفاخر کنم؟ کدام دین، کدام دل؟ وقتی در غم عشق تو نه دلی دارم و نه دیانتی میبینم.
نه آدمی که ملک نیز در سجود آردسعادتی که ترا ایمه از جبین پیداست
هوش مصنوعی: اگر کسی در مقام و منزلت بالا قرار داشته باشد و حتی فرشتگان نیز در برابر او سر به سجده بگذارند، سعادت او واضح و آشکار است و نیازی به تظاهر ندارد.
خراب آن کمر نازکم که چون مه نوبه شیوه های بلند از میان زین پیداست
هوش مصنوعی: با هیکل باریک و زیبا بود، که مانند ماه نو، در جایی از بالای زین پیداست. این زیبایی او را خاص و چشمنواز کرده است.
به نکته های غریبم اسیر خواهی کردچنین از آن دو لب سحر آفرین پیداست
هوش مصنوعی: با لبهای افسونگر تو، میتوانی مرا به نکتههای عجیب و اسرارآمیز بکشانی.
لب بوعده ی شیرین کشد فغانی راهلاک مور گرفتار از انگبین پیداست
هوش مصنوعی: لبی که وعدهی شیرینی دارد، فریادی را به ویرانی میکشاند و در اینجا، مصیبت مور گرفتار از عسل نمایان است.