شمارهٔ ۱۰۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و دلشکستگی اشاره دارد. شاعر از نبود عشق و نگاهی گرم سخن میگوید و بیان میکند که بروز احساسات تلخ و غمناک در او ضرورتی ندارد. زیباییها و جذابیتهای عشق وجود دارند، اما هیچکدام نمیتوانند جای لبهای معشوق را بگیرند. سرود عشق و دل سوزی توصیف میشود و شاعر به بخت بد خود اشاره میکند که هیچگاه در پیش عشق موفق نبوده است. در نهایت، او از شعلهور شدن دلش با یاد معشوق سخن میگوید، اما این آتش همچنان از عدم رسیدن به او ناشی میشود.
شمع من میل منت امروز چون هر روز نیستوان نگاه گرم و شکر خندهٔ جانسوز نیست
هوش مصنوعی: امروز دیگر آن شور و شوق گذشته را ندارم. نه جاذبهای که شمع وجودم را روشن کند، و نه نگاه گرم و لبخند شیرین تو را دارم که قلبم را به درد آورد.
بیسخن آن شکل مخمورانه خواهد کشتنمحاجت گفتار تلخ و غمزهٔ دلدوز نیست
هوش مصنوعی: اگر آن چهرهی خماری که بدون کلام است به من نگاه کند، مرا خواهد کشت و نیازی به حرفهای تلخ و نگاههای آزاردهنده نیست.
یک بیک اسباب حسنت آتش انگیزست لیکهیچ دلسوزانتر از لبهای سحرآموز نیست
هوش مصنوعی: یک چیز زیبا میتواند آتش عشق را در دلها روشن کند، اما هیچ چیزی بیشتر از لبهای جذاب و سحرآمیز نمیتواند دل را به درد آورد و احساسات را برانگیزد.
تاب دیگر دارد آن عارض که سوزد خلق راورنه هیچ آتش بدین صورت جهان افروز نیست
هوش مصنوعی: این چهره به گونهای است که میتواند دلها را بسوزاند و جاذبهای خاص دارد. اگر این چهره نبود، هیچ آتش و عشق دیگری نمیتوانست اینقدر جهان را روشن کند.
تا بکشتن بر نیاید کام از پیش تواموه که این بخت زبونم هیچ جا فیروز نیست
هوش مصنوعی: تا وقتی که بر به کشته نشوی، خواستهام از پیش تو برآورده نخواهد شد و افسوس که بخت ضعیف من، در هیچ جا پیروز نیست.
آه گرمم گر دهد وی کباب دل چه سودبوی عشقست این فغانی نکهت نوروز نیست
هوش مصنوعی: اگر او با حرارتش دل من را بسوزاند، چه فایده دارد؟ این بوی عشق است که مانند فریادی خوشبو به مشام میرسد و هیچکدام از اینها همانند عطر نوروز نیست.