شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیباییهای بهار و شادابی چمن اشاره میکند و به محبت و زیبایی دوستش میپردازد. او از گلها و درختان سرو میگوید که در این فصل خوشبو و زیبا هستند و به باغ دعوت میکند. شاعر از دلتنگی خود صحبت کرده و میگوید که اگر دلش به خاطر معشوقش پرپر شود، این غم در چمن جایی ندارد. او به گلها توصیه میکند که غمزدگان را به باغ دعوت نکنند، زیرا چمن مناسب دلهای بیغصه و شاداب است.
عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرّمستماییم و روی دوست که نوروز عالمست
هوش مصنوعی: امروز عید و فصل بهار است و چمنها سبز و شادابند. ما در کنار هم و با روی دوست، روشنایی و خوشنودی جهان را تجربه میکنیم.
بر سرو نازپرور من میکند سلامهر شاخ گل که در چمن جان مسلّمست
هوش مصنوعی: هر شاخه گلی که در باغ بهاری روید، به سرو نازپرور من سلام میکند، زیرا جان او در این باغ زندگی میکند.
از نازکان سرو چمن سرو ناز مندر جلوهٔ کمال به خوبی مقدّمست
هوش مصنوعی: در میان زیباییهای چمن، سرو زیبا و دلربا من به خاطر کمال و زیباییاش در جلوه و نمایش، اولویت دارد.
بخرام سوی باغ که از جا رود قدمشمشاد را که بر لب جو پای محکمست
هوش مصنوعی: به سمت باغ برو، زیرا قدمهای شمشاد در جایی محکم قرار دارد و به آب نزدیک است.
بر باد اگر رود دل ما در هوای توستانگار کز حریم چمن غنچهای کمست
هوش مصنوعی: اگر دل ما در آرزوی تو به باد برود، انگار که یک غنچه از حریم باغ کم شده است.
زان گل که مینهند به نازش به تاج سرگاه خرام سروقد آن خاک مقدمست
هوش مصنوعی: از آن گلی که به خاطر زیباییاش آن را در تاج قرار میدهند، سر و قامت آن، خاک زیر پایش را میسازد.
ای گل مخوان فغانی غمدیده را به باغگشت چمن مناسب دلهای بیغمست
هوش مصنوعی: ای گل، نالههای کسی که غم دارد را نیاور؛ چرا که چمنزار برای دلهای بیغم مناسب است.