شمارهٔ ۱۵۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که در تحمل درد و رنج، به نوعی آرامش و خوشی وجود دارد و دیوانگی واقعی به او حالت بینظیری میبخشد. او اشکهایش را به عنوان جواهراتی گرانبها توصیف میکند و میگوید که نالهای حزین و واقعی برایش از هر افسانهای بهتر است. همچنین به سوز و درد ناشی از عشق میپردازد و اظهار میکند که درون پرده پنهان شدن از عشق و خمرهاش برای او خوشایند نیست. او به آزادی ناشی از دیوانگی اشاره میکند و تأکید دارد که دیوانه بودن و رهایی از قید و بند عقل برایش ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.
در کنج محنت این دل دیوانه خوشترستدیوانه را مقام بویرانه خوشترست
هوش مصنوعی: در گوشهی سختی و درد، این دل دیوانه احساس بهتری دارد. برای دیوانه، مکانی که بیخود و بیخبر باشد، خوشایندتر است.
این قطره های اشک عقیقی زمان زماندر دیده ام ز سبحه صد دانه خوشترست
هوش مصنوعی: این اشکها که در چشمانم میریزد، برای من به مراتب زیباتر از تسبیحی با صد دانه است.
ای پندگو خموش که در گوش جان منیک ناله ی حزین ز صد افسانه خوشترست
هوش مصنوعی: ای کسی که پند میدهی، سکوت کن که در دل من یک ناله غمانگیز از صدها داستان زیباتر است.
سوزیست گرم شام و سحر شمع را ولیاین سوختن ز جانب پروانه خوشترست
هوش مصنوعی: شمع در شام و صبح میسوزد و گرما دارد، اما این سوختن به خاطر پروانه برای دلانگیزتر است.
ساقی من اختیار ندارم ز بیخودیدر دست اختیار تو پیمانه خوشترست
هوش مصنوعی: دوری از خودآگاهی و تسلط بر خود باعث شده که من از اختیار بیرون بروم و در این حالت، داشتن لیوانی که تو برایم پر میکنی، برایم دلپذیرتر است.
شرم و ادب نه شیوه ی شوخی و دلبریستدر نرگس تو شیوه ی مستانه خوشترست
هوش مصنوعی: شرم و ادب در بازی و دلربایی تو جایی ندارند، در نرگس تو این سبک مستانه و شاداب زیباتر است.
تا کی درون پرده کشیدن شراب عشقاین گیر و دار بر در میخانه خوشترست
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید در حال پنهانکاری درباره عشق خود باشیم؟ این سختی و دردسر بهتر است از اینکه از لذت کنار رفتن با دوستان و خوشگذرانی در میخانه محروم شویم.
دیوانه شد فغانی ورست از کمند عقلآزادگی بمردم دیوانه خوشترست
هوش مصنوعی: دیوانهای به نام فغان از بند عقل رها شده است و احساس میکند که آزادی برای او ارزشمندتر از هر چیز دیگری است. او میگوید که زندگی به عنوان یک دیوانه، برایش دلپذیرتر است.