شمارهٔ ۱۵۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به اوضاع احساسی و درد و رنج ناشی از عشق و جنون اشاره میکند. او از دیوانگی خود صحبت کرده و به شدت تحت تأثیر عشق قرار دارد. نالهها و زمزمههایش را بیان میکند و از معشوقهاش میخواهد که به خاطر دردها و رنجهایش نگاهی بیندازد. در عین حال، او به ناکامیهایش در زندگی اشاره کرده و از بخت بدش مینالد. شاعر از شکستها و کمبودها رنج میبرد و خواهان پایان درد و رنج حاصل از عشق است. در نهایت، او به وضع وخیم خود و شدت احساساتش اشاره میکند که چشمانش را پر از اشک کرده است.
دیوانه ام مرا سخن واژگون بسستدر نامه ام حکایت عشق و جنون بسست
هوش مصنوعی: من دیوانهام و در کلامم همه چیز به هم ریخته است. در نوشتهام داستان عشق و جنون به وفور یافت میشود.
یکچند نیز ناله ی ما می توان شنیدای مست عیش زمزمه ی ارغنون بسست
هوش مصنوعی: مدتی میتوان صدای نالههای ما را شنید، ای شاد و خوشحال، که صدای ساز و آواز آرام شده است.
بهر هلاک خویش چه آیم به بزم تو؟این یک نظر که می نگرم از برون بسست
هوش مصنوعی: برای نابود کردن خودم چه نیازی به حضور در جشن تو دارم؟ تنها یک نگاه که به بیرون میاندازم، کافیست.
تا چند رنج خاطرم از دیدن رقیبعمری بدرد دل گذراندم کنون بسست
هوش مصنوعی: چقدر باید از دیدن رقیب رنج بکشم؟ عمری را صرف درد و دل کردهام، اما حالا دیگر بس است.
فرخنده ساز یکرهم ای بخت خانه سوزعمری ز ناکسی تو بودم زبون بسست
هوش مصنوعی: ای شانس و تقدیر، جمع ما را خوشحال کن و به ما شادی بده! سالهای زیادی من به دلیل ناتوانی و مشکلات، در رنج و سختی سپری کردم.
انگیز کشتنم کن اگر دوستی رفیقرسوا شدم بدفع جنونم فسون بسست
هوش مصنوعی: اگر دوستی بی وفا و رسوا شدم، مرا بکش تا به جنون و افسردگیام پایان دهي.
باز این چه شیونست فغانی بدشت و کوهچشمی نماند کز تو نشد غرق خون بسست
هوش مصنوعی: این چه نوایی است که در دشت و کوه بلند میشود؟ همه جا پر از فریاد و گریه است و هیچ جایی نیست که از عشق تو متاثر نشود و غم آن در دلش نرود.