شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و ناامیدی ناشی از جدایی و دوری از محبوبش سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه زیباییها و لذتها نتوانستهاند دلش را شاد کنند، و هر چیز به نظرش تلخ و ناخوشایند میآید. همچنین، او به ناکامی در عشق و بدنامی اشاره کرده و احساس میکند که بدون محبوبش هیچ صدای خوشی به گوشش نمیرسد، و تنها آه و شیون در دلش باقی مانده است. در کل، شعر احساسات عمیق و غمانگیز شاعر را نسبت به عشق و فراق بیان میکند.
از دیده پنهان آن پری گشت و دل من خوش نکردآن مرغ وحشی عاقبت رفت و نشمین خوش نکرد
هوش مصنوعی: پرنده خوشگلی که همیشه در برابر چشمم بود، ناگهان ناپدید شد و دل من را شاد نکرد. آن پرنده وحشی که به خانهاش رفت، نتوانست دل خوشی به من بدهد.
نی شد بمسجد منکرم زاهد که در میخانه همطور من بی دین و دل پیر برهمن خوش نکرد
هوش مصنوعی: نی (نوعی نی) در مسجد از زاهدی که به میخانه نمیرود، سرخورده شده است. زیرا او نیز همانند من که بیدین و دل در بند پیر راهبان ندارم، خوشحال نمیشود.
از شمع خود ماندم جدا چندانکه گشتم دل سیهروشن دل پروانه یی کاین تیره مسکن خوش نکرد
هوش مصنوعی: از شعله خود فاصله گرفتم، به طوری که دلام روشن شد و همچنان تاریک ماندم. دل پروانهای که در این مکان تاریک زندگی میکند، هیچ شادیای را تجربه نکرد.
از عاشقی شد عاقبت روزم ببدنامی سیهترسید از روز سیه آنکس که این فن خوش نکرد
هوش مصنوعی: عاقبت عشق باعث شد که روزگارم به بدنامی بگذرد و کسی که به دنبال لذت و خوشی در عشق بود، از آیندهای تاریک و بدتر از آنچه که الان دارد، ترسید.
خوش حالت مرغی که او جا کرد در ویرانه ییوز های و هوی باغبان گلگشت گلشن خوش نکرد
هوش مصنوعی: مرغی که در ویرانهای جا گرفته، خوشحال است و از سر و صدا و توجه باغبان به گلها بیخبر است. او در آرامش و زیبایی خود غوطهور است و نیازی به جلب توجه دیگران احساس نمیکند.
از چنگ طفلان دامنم کوته مبادا هیچگهکاین دلق رسوایی دلم بیچاک دامن خوش نکرد
هوش مصنوعی: از بچهها دوری کن و دامنم را نکن کوتاه، زیرا این لباس رسواییام باعث نمیشود که دل بیچارهام به آرامش برسد.
بی او فغانی هیچگه نشنید صوت خوشدلیعاشق درین محنت سرا جز آه و شیون خوش نکرد
هوش مصنوعی: در غیاب محبوب، هیچ صدای خوشی از دل عاشق شنیده نمیشود، جز ناله و گریه در این دنیای پر از رنج.