شمارهٔ ۳۴۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مراقبت از دل و احساسات است. شاعر به معشوق میگوید که در پی دل نباشد و عاشق بیپروا نباشد، چراکه او غم عشق را دارد. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی به اندازه قد و قامت او زیبا نیست. شاعر از معشوق میخواهد که به خودش توجه کند و غمگین نباشد، زیرا او خود مرهم دلهای شکسته است. همچنین اشاره میکند که بسیارانی برای عشق او جان خود را از دست دادهاند و او باید قدر این عشق را بداند و از آن غافل نشود. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که نباید از درک عشق غافل شود و باید به آن توجه کند.
از پی دل مرو و عاشق بی باک مباشما غم عشق تو داریم تو غمناک مباش
هوش مصنوعی: به دنبال دل نرو و شجاعت عاشقانه نداشته باش. ما در غم عشق تو هستیم، تو نگران نباش.
نیست چالاکتر از قد تو در گلشن حسناز هوس مایل هر قامت چالاک مباش
هوش مصنوعی: هیچ قدی در باغ زیباییها سرزندهتر و لطیفتر از تو وجود ندارد، ولی مراقب باش که از روی هوس، به هر قد چالاک و زیبا دل نبندی.
ای تو خود مرهم ریش دل خونین جگراندر خیال دل ریش و جگر چاک مباش
هوش مصنوعی: ای تو که تسکیندهنده زخم دلهای آشفتهای، در تصورت به دل و جگر پارهپاره خود دچار نباش.
خاک شد بر سر راه تو بسی جان عزیزدامن افشان چو روی غافل ازین خاک مباش
هوش مصنوعی: بسیاری از جانهای عزیز به خاطر تو به خاک افتادهاند، پس تو با بیتوجهی به این قربانیها، دامن خود را آلوده مکن.
ما چو آیینه دل از غیر تو پرداخته ایمیکنفس غافل ازین آینه ی پاک مباش
هوش مصنوعی: ما مانند آینهای هستیم که فقط برای تو ساخته شدهایم، اما در این میان مبادا از این آینهی ناب به دور باشی و غافل بمانی.
باز از ادراک فغانی چو رود جانب عشقناصح او مشو و منکر ادراک مباش
هوش مصنوعی: اگر مانند فغانی دوباره به عشق روی بیاوری، از نصیحت او فاصله نگیر و به نادانی نسبت به درک عشق اعتراف نکُن.