شمارهٔ ۴۲۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زندگی و رنجها اشاره میکند و از گذر از دنیا و زحمتهای آن سخن میگوید. او تمامی تجربیات و مشکلات را کنار گذاشته و به وضعیت ناپایدار دنیا اشاره میکند که هیچگاه وفا نمیکند. همچنین به جوانی و زیبایی گذشته اشاره کرده و از غم و اندوهی که به یاد عزیزان سیاهپوش کردهاند، صحبت میکند. در پایان، شاعر با حسرت از دنیای پرشکوه و زودگذر میگذرد و تصمیم میگیرد تا از شادیهای ظاهری و بیمحتوا فاصله بگیرد.
رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیمدنیا و محنتش همه با هم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما به سفر رفتیم و تمام تجربیات و مشکلات دنیا را کنار گذاشتیم و آنها را به فراموشی سپردیم.
قطع نظر ز حاصل ده روزه ی جهاناین منزل خراب مسلم گذاشتیم
هوش مصنوعی: بدون توجه به فایدهی زودگذر دنیای دهروزه، ما این خانهی ویران را به طور مسلم رها کردیم.
دور زمانه چون نکند هفته یی وفادست از شمار این درم کم گذاشتیم
هوش مصنوعی: زمانه به ما وفا نمیکند و مانند یک هفته نیز ثابت نمیماند. ما از حساب کردن ارزش این درم (پول) کم کردهایم.
گل رنگ ما نداشت گذشتیم از سرشمی بیتو خوش نبود هماندم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما از کنار گلی که رنگ و زیباییاش را نداشت، عبور کردیم. در همان لحظه که آن گل دلنشین نبود، آن را رها کردیم.
در غم سفید کرده کشیدیم زیر خاکموی سیاه را که بماتم گذاشتیم
هوش مصنوعی: در اندوه شدید، موی سیاه را زیر خاک گذاشتیم و خود را در غم آن سپید کردهایم.
رفتیم چون فغانی ازین انجمن برونعیش جهان بمردم بیغم گذاشتیم
هوش مصنوعی: ما از این جمع خارج شدیم و همچون فغانی، زندگی را بیغم گذاشتیم و از خوشیهای دنیا بیخبر رفتیم.