شمارهٔ ۴۶۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که یک شب به منزل او بیاید و با نگاهی به دلش، محبتش را به او ارزانی دارد. او از شوق و عشق به معشوق نسبت به درد و مشکلات خود میگوید و از او میخواهد که به زندگیاش رنگ و جلا ببخشد. شاعر همچنین بیان میکند که برای عشقش از دنیا وداع کرده و به امید چارهایی در مسائل عاشقانهاش است. در نهایت، او خواهان توجه و گوش دادن به فریادهای عاشقانهاش از سوی معشوق است.
شبی ای شمع مهرویان گذر در منزل من کنبچشم مرحمت یکره نگاهی بر دل من کن
هوش مصنوعی: Shab ei sham' mehrooyan, gzar dar manzel-e man kon
be cheshm-e mehrabani, yekra negahi bar del-e man kon
در یک شب، ای شمع زیبایان، از کنار خانهام بگذر
و با یک نگاه مهربانانه به دل من نگاهی بینداز
شدم بسمل ز شوق لعل جانبخش تو بسم اللهمسیح من، دمی در کار جان بسمل من کن
هوش مصنوعی: من از شوق زیبایی تو همچون یک قربانی به دام افتادهام. با نام خدا، تو مانند مسیح من هستی، پس یک دم کهنهام را دوباره زنده کن و روح تازهای به من ببخش.
بمحراب دو ابرویت دعای من همین باشدکه یا رب آن جوان یکشب چراغ محفل من کن
هوش مصنوعی: در کجای دنیا دو ابروی توست که من به خاطر آن دعا کنم، خدایا، آن جوان را یک شب چراغ روشنایی محفل من قرار بده.
بکار مشکل عشق از جهان بار سفر بستمخدا را چاره یی در کار و بار مشکل من کن
هوش مصنوعی: من از درد عشق و مشکلات آن رنج میبرم و برای رفع این گرفتاریها سفر کردهام. به خداوند، از تو میخواهم که برای حل مشکلات من راه حلی پیدا کنی.
بهر گامی که مانم در رهت صد گام پیش آیدبیا نظاره ی اقبال و بخت مقبل من کن
هوش مصنوعی: هر قدمی که در راه تو برمیدارم، صد قدم جلوتر میرود. بیا و خوشبختی و شگفتی روزگارم را ببین!
ز تابوت فغانی می رود فریاد بر گردونبیا ایسر و گوشی بر صدای محمل من کن
هوش مصنوعی: از تابوتی که فغان و نالهای از آن بلند است، صدایی به آسمان میرود. ای سر و گوش، به صدای بار و کمر من توجه کن.