شمارهٔ ۴۶۵
هوش مصنوعی: این شعر از درد و رنج عاشقانه سخن میگوید. شاعر بیان میکند که هر کسی که روزگاری با او بوده، به خاطر مشکلات و دشواریهای عشق، از او فاصله گرفته است. او میگوید که در عشق، هر کسی که دردی را تجربه کرده، از حال او باخبر است و نشان میدهد که حتی وفاداریاش به دیگران آسیبی نزده است. او نگران است که دیگران به او آسیب بزنند و در روز جزا به خاطر بلاهایی که تحمل کرده، مجازات خواهد شد. در نهایت، او از حسرت و خوارىهایی که در راه عشقاش کشیده، سخن میگوید و ابراز میکند که این همه دشواریها و غمها او را ملالتزده کرده است.
بمن هر کس که روزی یار شد دامن کشید از منکه جز درد و بلای عاشقی چیزی ندید از من
هوش مصنوعی: هر کسی که به من محبت ورزیده و با من همراه شده، به زودی از من دور شده و کناره گرفته است، چرا که جز درد و رنج عشق از من چیزی ندیده است.
بود بر هر سر ره دردمندی واقف حالمکه در عشق و جنون بر هر دلی دردی رسید از من
هوش مصنوعی: هر دردمند و عاشقی از حال من باخبر است، چرا که من در عشق و جنون، بر هر دل و قلبی دردی را به یادگار گذاشتهام.
نگردد رام اگر چون سگ دهم جان در وفاداریسیه چشمی که همچون آهوی وحشی رمید از من
هوش مصنوعی: اگر وفاداریام را به کسی که مثل یک آهو از من فرار میکند، تقدیم کنم، همواره به او جذب نخواهم شد. مانند سگی که رام نمیشود، من نیز در عشق این سیهچشم دلسرد خواهم بود.
برغم من کشد بر دیگران شمشیر و می ترسمکه در روز جزا خواهند خون صد شهید از من
هوش مصنوعی: با وجود مشکلات و دردسرهایی که دارم، دشمنان به سمت دیگران حمله میکنند و من نگرانم که در روز حساب، مسئولیت خون صد شهید بر گردن من باشد.
بخون دل نهالی در کنار خویش پروردمچو وقت آمد که از وی گل بچینم سرکشید از من
هوش مصنوعی: در کنار خود درختی را پرورش دادم و زمانی که وقت برداشت گل از آن فرا رسید، آن درخت مثل اینکه میخواست از من دور شود و خود را از من جدا کرد.
بخواری مردم و یکره نگفت آن غنچه ی خندانکه برد این بینوا صد حسرت و برگی نچید از من
هوش مصنوعی: مردم در حالتی از اندوه و ناراحتی هستند و غنچهای که در حال خندیدن است، هیچگونه نگاهی به این وضعیت نکرده و حتی از من هیچ چیزی برای یادگاری برنداشته و به این بیچاره حسرت زده، توجهی نشان نداده است.
ز بس خواری که امشب در رهش با خویشتن کردمبه من هرکس که روزی داشت یاری دل برید از من
هوش مصنوعی: به خاطر وضعیتی که امشب در راه عشق با خودم تجربه کردم، دیگر هیچکس که روزی به من کمک کرده بود، تمایلی به ارتباط با من ندارد.
ملولم چون فغانی دور از او از طعن بدگویاناجل کوتا کند کوتاه این گفت و شنید از من
هوش مصنوعی: من ناراحت و غمگینم، زیرا دوری از او مانند فغانی است که باعث درد و شکایت میشود. زمان کوتاه این گفتوگو را به خاطر بدگوییهای دیگران تحت تأثیر قرار میدهد و باعث میشود حرفهایم زود تمام شود.