شمارهٔ ۴۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و لذت جشن وصل و میگساری میپردازد. شاعر از عطر گلها و شراب به عنوان نمادهایی از عشق و سرخوشی یاد میکند و از نسی بین گل و مینوشی، و همچنین دعوت به شادی و خنده در جمع میطلبد. او بر اهمیت بیداری و زنده شدن دلها تاکید میکند و با اشاراتی به زیبایی و تازگی، میخواهد که دلها از کدورت و غبار پاکسازی شوند. در کل، این شعر دعوتی به لذت بردن از حال و هوای عشق و زیبایی و فراموش کردن رنجهاست.
شکفت لاله، توهم عطر در شراب افشانبجام ریز می لعل و گل دراب افشان
هوش مصنوعی: در اینجا گل لاله به زیبایی خود شکفته و عطرش در شراب پخش شده است. همچنین بادهای به رنگ لعل و گل در دیگ نقش میزند و زیباییها را به تصویر میکشد.
نسیم گو ورق گل بر اهل مجلس ریزتو گرد دامن خود بر من خراب افشان
هوش مصنوعی: نسیم بگو که برگهای گل را بر روی مهمانان بریزد، تو هم دامن خود را بر من پریشان کن.
ببزم وصل چو روشن کنی چراغ صبوحبخند چون گل و دامن بر آفتاب افشان
هوش مصنوعی: وقتی به وصال میرسیم، مانند اینکه چراغ صبح روشن شود، بخند و مانند گل باش و دارایت را در برابر آفتاب بگستران.
ترا که دولت بیدار داد جام مرادبنوش و جرعه بر آلودگان خواب افشان
هوش مصنوعی: اگر تو از نعمت بیداری و خوشبختی برخوردار هستی، از آن بهره ببر و خوشیهایت را با دیگران تقسیم کن، حتی اگر آنها در خواب غفلت به سر میبرند.
دهن بشوی و تبر زد بر استخوانم ریزسخن بگوی و نمک بر دل کباب افشان
هوش مصنوعی: دهان را بشوی و با تبر به استخوانم بزن، سخن بگوی و بر دل کباب نمک بپاش.
بسای غالیه و مشک تر بر آتش ریزبخواه ساغر و بر برگ گل گلاب افشان
هوش مصنوعی: روی عطر و مشک را بر آتش بریز و برای خود جامی آماده کن و بر برگ گل گلاب بپاش.
مکدرست فغانی سفینه ی دل توبمی غبار کدورت ازین کتاب افشان
هوش مصنوعی: دل تو مانند سفینهای است که غبار کدورت دارد. باید این کدورت را از دل خود بیرون کنی تا روشن و پاک شود.