شمارهٔ ۵۳۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره زیبایی و ناز معشوق سخن میگوید و نشان میدهد که چقدر تحت تأثیر او قرار دارد. او از زیبایی خط معشوق یاد میکند و میخواهد که او از آینه دور نشود تا به او نگاه کند. شاعر به حسادت و رشک خود نسبت به دیگران اشاره میکند و از این میگوید که در حالی که او در غم دوری معشوق است، معشوق در حال لذت بردن و بازی است. در کل، شعر بیانگر عشق شدید، حسرت و longing شاعر به معشوق است.
گر بگویم به تو ای مه که چه زیبندهٔ نازیرخ بر افروزی و از عشوه و نازم بگدازی
هوش مصنوعی: اگر به تو بگویم ای ماه که چقدر زیبا هستی و با لبخند و ناز خود دلها را تسخیر میکنی و از حال و هوای عشق و محبت من میگذری.
گر بدانی که چه خوبست خطت بر ورق گلیکنفس آینه از پیش نظر دور نسازی
هوش مصنوعی: اگر بدانی که چقدر خوب است نوشتهات بر روی ورق گل، هرگز آینه را از پیش چشمت دور نخواهی کرد.
کشته و مرده ی آنم که برعنایی و شوخینرگس از سرمه سیه سازی و سنبل بطرازی
هوش مصنوعی: من مجذوب و دچار عشقی هستم که زیبایی و ناز آن نرگس چشمانم را تاریک میکند و خنده و شیطنتش مانند گل سنبل است.
آفتابی و منت ذره ی خورشید پرستمآه اگر بر سرم آیی ز پی بنده نوازی
هوش مصنوعی: تو همچون خورشید درخشان هستی و من همچون ذرهای هستم که به گرمای تو نیاز دارد. آه، اگر به سوی من بیایی، با مهربانی و محبت با من رفتار خواهی کرد.
تا کی از آینه ی همنفسان زنگ زدودنما در آب و عرق از رشک و تو در خنده ی نازی
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید تلاش کنیم تا زنگارها و ناخالصیها را از آینهی دوستانمان بزداییم، در حالی که ما در رنج و عرق هستیم و تو با دلربایی و خندهات خوش به حالتی؟
روز کوتاه حیاتم سیه از هجر وز امیدچشم دارم که شب وصل نهد رو به درازی
هوش مصنوعی: روزهای عمرم به دلیل جدایی تاریک و ناامیدکننده است، اما امیدوارم که شب وصال بیاید و به درازای زمان تبدیل شود.
کشته افتاده فغانی ز کمین ساختن توصید در خون جگر غرق و تو مشغول به بازی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساس عمیق درد و غم اشاره میکند که از کشته شدن کسی ناشی شده است. او میگوید که قربانی این کمین و دامگذاری به شدت در رنج و غم غرق شده است، در حالی که شخص دیگر، که مسبب این درد است، در بازی و تفریح خود غرق شده و به او توجهی ندارد. به طور کلی، این بیت توصیفکننده نابرابری و فقدان احساس مسئولیت در برابر رنج دیگران است.