شمارهٔ ۵۶۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساسات و تناقضات درونی خود اشاره میکند. او از معشوق میپرسد که چرا باید به خود سختی بدهد و حجاب بر چهره بزند در حالی که او خود در حال خراب شدن است. او همچنین به شب و ماه و عذاب عشق اشاره میکند و از بیکسی و تنهایی خود گله میکند. همچنین از تلاشهای بیفایده و تلخیهای عشق صحبت میکند و نهایتاً از معشوق میخواهد تا روشن کند که هدفش از این همه درد و رنج چیست. شاعر به طور کلی نارضایتی و سردرگمی خود را در عشق بیان میکند و به دنبال پاسخ به پرسشهای عمیق خود است.
می خواه اضطراب برای چه می کنیجامی بکش حجاب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: چرا اینقدر خودت را نگران میکنی؟ یک جرعه بنوش و از خودت غافل شو.
اکنون که من خرابتر از دیگران شدمپرهیز از شراب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: حالا که من از دیگران بیشتر به انحطاط رفتهام، چرا برای خودت از نوشیدن شراب پرهیز میکنی؟
دانسته ام که شب همه شب چیست در سرتوان گشت ماهتاب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: میدانم که شب تنها چه حالتی دارد و چه چیزی در فکر تو میگذرد، اما چرا زیر نور ماه، چنین میکنی؟
جایی دگر نماند که سوزد ز دیدنترخساره در نقاب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: دیگر جایی باقی نمانده که از دیدن چهرهات در پس نقاب بسوزم، پس برای چه این کار را میکنی؟
ما بسته ایم لب ز حدیث کنار و بوسبر ما دگر عتاب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: ما دیگر از عشق و محبت گفتگو نمیکنیم و فقط به بوسههایمان بسنده کردهایم، پس چرا تو هنوز از ما گلایه میکنی؟
بازم بگفت تلخ چرا می زنی نمکدر آتشم کباب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: او دوباره گفت: چرا به من تلخی میزنی؟ چرا در آتشم نمک میپاشی؟ کبابم را برای چه درست میکنی؟
باری بگو که چیست فغانی مراد توخود را چنین خراب برای چه می کنی
هوش مصنوعی: بگو که چه چیزی باعث شده اینگونه شلوغ و آشفته باشی، هدف تو از این کار چیست؟