شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: شاعر از معشوق میخواهد که او را بیغم کند و به او امیدواری بدهد. او از خستگی خود سخن میگوید و درخواست میکند که معشوق چهرهاش را نشان بدهد، زیرا نبود او باعث سرگردانیاش شده است.
یا دم بی غم مرا تو بی غم گردانمقصود من خسته میسّر گردان
هوش مصنوعی: ای جانم، بیغمی تو را بر من ببخش و آرزوهای مرا که خستهام، آسان کن.
بنمای مرا روی، مکن، این خوش نیستتو با من و من بی تو چنین سرگردان
هوش مصنوعی: مرا به چهره خود بنما، ولی این کار را نکن، چون بودن تو با من خوب نیست و من بدون تو اینقدر گیج و سردرگم هستم.