تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۴۶ - الخوف

انصاف همی دهم که بس بی کارمعمری است که عمری به زیان می آرم
هنگام رحیل آمد و من بی حاصلنه بدرقه ای نه زاد راهی دارم