شمارهٔ ۲۴۶ - الخوف
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت از بیکسی و بیحاصلی خود میگوید و تاکید میکند که سالها بدون سود زندگی کرده است. حالا که زمان جدایی از دنیا فرا رسیده، نه کسی او را بدرقه میکند و نه توشهای برای راه دارد.
انصاف همی دهم که بس بی کارمعمری است که عمری به زیان می آرم
هوش مصنوعی: من به خودم انصاف میدهم که سالهاست بیهدف زندگی میکنم و این زندگی بیفایده باعث ضرر و زیانم شده است.
هنگام رحیل آمد و من بی حاصلنه بدرقه ای نه زاد راهی دارم
هوش مصنوعی: زمانی که او خواست برود، من بیخبر و تنها بودم؛ نه کسی بود که بدرقهام کند و نه چیزی برای سفر داشتم.