شمارهٔ ۲۵۰ - الرجاء
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و غم خود سخن میگوید. او میگوید که عشق معشوقش دلش را خراب کرده و او را به سرگردانی انداخته است. او از معشوق انتظار لطف و محبتی دارد و میداند که در این حالتی که او در آن قرار دارد، چه کار دیگری نمیتواند انجام دهد.
بنیاد دل ما غم تو ویران کردما را هوس عشق تو سرگردان کرد
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر غم تو از هم پاشیده است و آرزوی عشق تو ما را سرگردان کرده است.
زآنجا که تویی مگر که لطفی بکنیپیداست کز اینجا که منم چه توان کرد
هوش مصنوعی: از آنجا که تو وجود داری، اگر رحمت و لطفی از تو صادر شود، مشخص است که من از اینجا که هستم، چه کاری میتوانم انجام دهم.