تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۱۰۶

با دل گفتم نئی زمردان غمشبیهوده متاز گردِ میدان غمش
دل گفت به من که رو سر انداز و مپرسمانندهٔ گوی پیش چوگان غمش