شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر با دل خود صحبت میکند و از غم و اندوهی که او را احاطه کرده، میگوید. دل او به او توصیه میکند که از غم دوری کند و بیهوده درگیر آن نشود. دل اشاره میکند که باید بیپرسش و بیخود به سمت غم پرتاب شود، مانند توپهایی که در هنگام بازی چوگان به اطراف پرتاب میشوند. به نوعی، او در تلاش است تا از مشکلات و دردهای احساسی فاصله بگیرد.
با دل گفتم نئی زمردان غمشبیهوده متاز گردِ میدان غمش
هوش مصنوعی: با دل خودم صحبت کردم که ای زمردان، نگران غم او نباشید، چرا که این نگرانی در میدان غم او بیفایده است.
دل گفت به من که رو سر انداز و مپرسمانندهٔ گوی پیش چوگان غمش
هوش مصنوعی: دل به من گفت که بیخیال باش و سؤال نکن، مثل گوی که در بازی چوگان، فقط در مسیر حرکت میکند و نمیاندیشد.