تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۲۳۶

بس خون جگر که شیخ من با من خوردتا کرد مرا چنین که می بینی مرد
من بد بودم شیخ مرا نیکو کردمن نیز همان کنم که او با من کرد