شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان بیفایده بودن غم و اندوه در مورد زندگی و وجود میپردازد. شاعر میگوید که چون هستی انسان به نیستی و عدم آلوده است، غم خوردن برای نیک و بد آن بیفایده است. او تأکید میکند که چیزی که هنوز به وجود نیامده، ارزش حسرت خوردن ندارد و آنچه که از بین رفته نیز دیگر وجود ندارد و افسوس خوردن برای آن نیز بیمعناست.
چون هستی تو به نیستی آلوده استغم خوردن نیک و بد او بیهوده است
هوش مصنوعی: وقتی وجود تو به عدم و پوچی وابسته است، اندوهگین شدن از خوب و بد زندگی، بیفایده و بیمعناست.
هیهات که نا آمده را حاصل نیستافسوس که آنچ رفت چون نابوده است
هوش مصنوعی: هرگز آنچه هنوز نیامده، به دست نخواهد آمد. افسوس که آنچه از دست رفته، مانند چیزی است که هرگز وجود نداشته است.