شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از حال و وضعیت خود در عشق صحبت میکند. او میگوید که در درون خود هیچ خبری از عشق ندارد و احساس میکند هیچچیزی جز خود او در دلش وجود ندارد. همچنین، او بیان میکند که در خلوت عشق، تنها خود را میبیند و هیچ مانع دیگری بین او و معشوقش وجود ندارد. به طور کلی، او از تنهایی و درک عمیق احساساتش در رابطه با عشق سخن میگوید.
تا با خودم از عشق خبر نیست مراجز بر در دل هیچ گذر نیست مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودم از عشق چیزی نمیدانم، هیچ راهی برای ورود به دل من وجود ندارد.
چون من به میان نیم تُوی حاصل منجز من به تو مانعی دگر نیست مرا
هوش مصنوعی: زمانی که من در میانهی کار خود هستم، تنها چیزی که در برابر من قرار دارد، خود تو هستی و مانع دیگری برای من وجود ندارد.