شمارهٔ ۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل خود میخواهد که با درد فراق، مانند خون به جوش بیاید و یا آرام و بیخیال در زندگی بماند. او به این نکته اشاره میکند که زندگی نظم و سامان ثابتی ندارد و به نوعی میگوید که به نظر میرسد هنوز وارد دنیا نشدهای. این دعوت به نگرشی عمیقتر به زندگی و شرایط موجود است.
ای دل زغمش که گفتیت چون خون شویا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو
هوش مصنوعی: ای دل، برای غم او چه حالت نمیکنی؟ یا به شدت ناراحت شو و از بین برو، یا در دل بازیهای دنیا آرام بگیر و به آنها دل ببند.
چون دانستی که نیست سامان مقامانگار که در نیامدی بیرون شو
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدی که وضعیت و موقعیتت در زندگی هیچ ثبات و سامان ندارد، بهتر است که از آن محیط خارج شوی و تغییر کنی.