شمارهٔ ۱۶۲
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر حسرت و longing شاعر برای وصال معشوق است. شاعر میگوید که دلش در انتظار وصل محبوب است اما موفق به دیدن او نمیشود. جانش در غم عشق او سوخته و بهرهای از این عشق نبرده است. او در تلاش برای بهدست آوردن عشق معشوق، خود را محو کرده و در این راه، کسی از درد و سوز او خبر ندارد.
دل را طمع وصل تو می بود و ندیدجان در غم تو سوده شد و سود ندید
هوش مصنوعی: دل به امید رسیدن به تو مشغول بود و در حالی که جانم به خاطر غم تو رنج میبرد، نتوانستم هیچ سودی از این وضعیت ببرم.
اندر طلب عشق تو ای جان و جهانمن پاک بسوختم کسی دود ندید
هوش مصنوعی: در پی عشق تو، ای جان و دنیای من، آنچنان دلم آتش گرفت که هیچکس از این سوختن خبری ندارد.