شمارهٔ ۲۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به معشوق خود میگوید که نه به او سر و نه به او امیدی میدهد و در عین حال، از درد و رنج جداییاش مینالد. او به خاطر عشقش هنوز از لذت وصل فاصله دارد و در غم جدایی، هیچ چیز از خود را نثار نمیکند.
ای دلبر قصّاب نه سر می دهیَمنه شاخ امید هیچ بر می دهیَم
هوش مصنوعی: ای محبوب من، نه از شراب برایت میگویم و نه برایت آرزوی چیزی دارم، فقط به تو توجهی نمیکنم و چیزی از تو نمیطلبم.
ناخورده زگرد رانِ وصل تو هنوزدر هجر چه گردن و جگر می دهیَم
هوش مصنوعی: هنوز هم در غم و فراق تو، از درد و رنجی که میکشم به جانم، میگویم که حتی بدون تجربهی وصالت، این همه سختی را تحمل میکنم.