شمارهٔ ۲۸۲
هوش مصنوعی: شاعر در این بیت به حالتی از ناامیدی و بیوکالت اشاره میکند. او از کسی که انتظار داشته به او کمک کند، یاد میکند و میگوید که در طول عمرش هیچگاه درمانی برای دردهایش نیافته است. وقتی که از آن شخص میپرسد درباره سرمایش، او فقط تأیید میکند ولی هیچ کاری برای او نکرده است. در واقع، این شعر بیانگر حس تنهایی و یأس در زندگی است.
یاری که نشد مرا به فرمان همه عمریک درد مرا نکرد درمان همه عمر
هوش مصنوعی: همه عمر منتظر یاری بودم که به کمکم بیاید، اما هیچگاه به من ابراز لطف نکرد و به همین خاطر همواره دردی را تحمل کردم که درمان نشد.
چون دیدم گفتمش که داری سرِماگفتا که بلی ولی نکرد آن همه عمر
هوش مصنوعی: وقتی او را دیدم، به او گفتم که اینقدر سردی، او هم تایید کرد، اما در تمام عمرش این را نشان نداد.