تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۴۳

گفتم که یکی روز بپرسم خبرشتابوک برون رود تکبّر زسرش
چون گشت کرشمه هر زمان افزونشاکنون من و زاری و شفیعان درش