تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۱۰۳

سیلاب محن رونق عمرم همه بردشیرین همه تلخ گشت و صافی همه درد
آن کس که بمرد رست دردا که مراهر روز هزار بار می باید مرد