شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به لحظاتی اشاره میکند که دلش آرزو دارد از غمها و دردهایش بگوید. او احساس میکند در آن زمان، اطرافش افرادی ناهمخوان و بیگانه هستند، همانطور که باران از ابر میبارد و از زمین میروید. این به نوعی بیانگر نیاز انسان به ابراز احساسات و کاستن از بار غمهاست.
هرگه که دلم فرصت آن در جویدکز صد غم خویشتن یکی برگوید
هوش مصنوعی: هر زمان که دلم فرصتی پیدا کند، از میان تمام غمهایی که دارم، یکی را بیان میکند.
نامحرم و ناجنس در آن دم گوییکز ابر ببارد، از زمین بر روید
هوش مصنوعی: در آن لحظه، نامحرمان و چیزهای ناپسند به نظر میرسند که گویی از آسمان باران بریزد و از زمین برآید.