شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: این ابیات بیانگر ناامیدی و عدم توانایی در ارائه کمک یا خدمت به امیر است. گوینده احساس میکند که از او هیچ فایدهای نیست و در نتیجه هر کس که بخواهد میتواند از او استفاده کند، اما در نهایت نتیجهای نخواهد داشت. به عبارت دیگر، او به این واقعیت اشاره میکند که برای او هیچ اهمیت و ارزشی وجود ندارد و هیچ هنری برای ارائه ندارد.
چون نیستم از امیر جز دردسریخواهی پدر امیر و خواهی پسری
هوش مصنوعی: من از امیر هیچ خیری نمیبینم جز زحمات و مشکلات؛ بنابراین هم میخواهی که بندهی امیر باشی و هم پسری داشته باشی.
چون می نرسد دور به صاحب هنریخواهی تو وزیر باش و خواهی دگری
هوش مصنوعی: هرگاه که به صلاحیت و هنر کسی دسترسی نداشته باشی، میتوانی به عنوان وزیر یا مقام دیگری در آن موقعیت قرار بگیری.