تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۵۵

تو چیز طلب کت بستاند زهمهیا همتت آستین فشاند زهمه
کار آنجا سازد آنک اسباب جهانچیزی است که مُرد ریگ ماند زهمه