تناجی
اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۴۷

از رنگ رخش گل به فغان می آیدوز لعل لبش شکر به جان می آید
چاهی است معلّق زنخش می بینیکز دیدنش آب در دهان می آید