تناجی
خیالی بخارایی

شمارهٔ ۷

چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما رادیگر نمی شناسد آن ناشناخت ما را
صرّاف عشق در ما قلبی اگر نمی دیددر بوتهٔ جدایی کی می گداخت ما را
ای دل مساز ما را بی او به صبر راضیزیرا که این مفرّح هرگز نساخت ما را
دل در طریق وحدت از نیستی نزد دمدر راه عشقبازان تا در نباخت ما را
با سوز او خیالی چون عود ساز و خوش باشکآخر چو چنگ روزی خواهد نواخت ما را