شمارهٔ ۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند. او به تأثیر عمیق و ویرانگر عشق بر زندگیاش اشاره دارد و میگوید که چشمان معشوقش باعث آسیب و غارت جانش شده است. غم این عشق او را در دنیا رسوا کرده و بارها از عشقش شنیده که باید خود را افشا کند. همچنین، شاعر به وفای معشوق و تأثیر آن بر احساساتش اشاره میکند و در نهایت از خوشبختیای که از خیال و نظم کلام معشوق به او دست یافته، سخن میگوید.
تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مراغم پنهان تو رسوای جهان کرد مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمان سیاه تو قلب مرا تسخیر کرد، غم پنهانی که در وجود تو بود، باعث شد تا همه جهان از من سرگردان و رسوا شوند.
بارها عشق تو می گفت که رسوا کُنمتهرچه می گفت غم عشق همان کرد مرا
هوش مصنوعی: عشق تو بارها به من میگفت که باعث رسواییام میشوی و هر آنچه که میگفت، در واقع غم عشق بود که مرا به چنین حالتی انداخت.
این نشان بس ز وفا ترک کماندار تو راکه چو تیری به کف آورد نشان کرد مرا
هوش مصنوعی: این نشاندهندهی وفاداری توست که مثل تیری که در دست تیرانداز قرار دارد، مرا نشانه میگیرد.
گفتم ای اشک مرو هر طرفی گفت بروکآنکه پرورد بدین گونه روان کرد مرا
هوش مصنوعی: گفتم ای اشک، از این سو به آن سو نرو، او گفت برو، چون کسی که مرا به این حال و سرنوشت دچار کرده است.
شادکام از روش نظم خیالی ز آنمکه خیال سخنش ورد زبان کرد مرا
هوش مصنوعی: خوشحالم از اینکه به خاطر نظم زیبای افکارش، حرفهایش تبدیل به موضوع صحبتهای من شده است.