شمارهٔ ۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر اندوه و درد دل شاعر است که به دلسوزی و همدلی با معشوق دعوت میکند. شاعر از سوز دلش همچون عود یاد میکند و میگوید که در حال سوختن است. او به صبر و تحمل اشاره دارد و از معشوق میخواهد که به نواختن او بپردازد. همچنین، به شکایت رقیب اشاره کرده و میگوید که بیگناهی او را مورد آزار قرار میدهد. در نهایت، شاعر از حسرت و آرزوهایش صحبت میکند و از محبوبهاش میپرسد که چرا صدای او در عالم محبوبیت به گوش میرسد.
تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مراسوختم چون عود سعیی کن که بنوازی مرا
هوش مصنوعی: به چه مدت باید مانند نی با نالهها به تنهایی دست و پنجه نرم کنم؟ من مانند چوب عود سوختهام، تلاش کن و به من محبت کن.
تا سرم بر جا بود از پای ننشینم چو شمعدر تبِ غم ز آتش دل گرچه بگدازی مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که سرم بر جاست، هرگز تسلیم نخواهم شد. همانطور که شمع در آتش غم میسوزد، اگرچه دلم در آتش آتشین است.
گو بزن تیغم که من قطعاً ندارم سرکشیبا تو می سازم در این ره هرچه می سازی مرا
هوش مصنوعی: بزن تیغ خود را، چون من هیچ تردیدی ندارم. با تو در این راه هر چه که بسازی، میپذیرم.
با سگش تا کی شکایت کردن از من ای رقیببی گنه با او چه چندین می دراندازی مرا
هوش مصنوعی: ای رقیب بیگناه، تا چه زمانی میخواهی با سگت از من شکایت کنی؟ چرا اینقدر بیدلیل مرا به دردسر میاندازی؟
گر نه ای گل چون خیالی بلبل باغ توامشهرت نطق از چه رو شد در خوش آوازی مرا
هوش مصنوعی: ای گل، اگر تو در خیال من نیستی، بدان که من بلبل باغ تو هستم. اما چرا صدای آواز مرا در خوشی و زیبایی نشنیدی؟