شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه اشاره دارد. شاعر از رنگ و زیبایی گلها و نرگسها صحبت میکند و میگوید که اگر از شراب و می بیبهره باشند، نمیتوانند احساس مستی کنند. او به خاطر اشکهایش عاشقانه و غرق در خون و درد است و به یاد گذشتههایی میافتد که در آنها فرصتی برای عشق و آب زندگی نداشته است. در ادامه، شاعر از خواستهای برای توجه به عاشقانی که در گوشه نشینی خود گرفتارند، سخن میگوید و در انتها از نسیم میخواهد تا زیباییهای عشق را مختل نکند. شعر به نوعی حسرت و longing را در زندگی عاشقانه به تصویر میکشد.
گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش راشیوه مستی نشدی نرگس پر خوابش را
هوش مصنوعی: اگر گل در رنگ شراب نمیبود، نرگس خوابآلودهاش را نمیشناخت و حالتی از مستی پیدا نمیکرد.
ما چنین غرقه به خون از پیِ آنیم ز اشککه در اوّل نگرفتیم سرِ آبش را
هوش مصنوعی: ما به خاطر اشکهایی که در آغاز بر سر آب دریا نریختیم، حالا در خون خود غرق شدهایم و به دنبال راهی برای جبران آن هستیم.
آه گرم از سبب آنکه مرا بی سببیسوخت، یارب تو نسازی دگر اسبابش را
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر همان آتش بیدلی که مرا سوزاند، تو دیگر سببساز آن نشوی.
طاق ابرو بنما گوشه نشین را نفسیتا که درهم شکند گوشهٔ محرابش را
هوش مصنوعی: برای آنکه دل کسی را شاد کنی، نگاهی به او بینداز و با زیبایی و لطافت خود او را مجذوب کن، تا او نیز توانایی خود را در دنیای عشق و معنویت پیدا کند و شکوه و زیبایی زندگیاش را زنده کند.
ای صبا گر ز خیالی دلِ جمعت هوس استبر گُل آشفته مکن سنبل سیرابش را
هوش مصنوعی: ای باد صبا، اگر خیال و آرزوی دل جمعی برای توست، بر گل نبار و سنبله سیرابش را خراب نکن.