تناجی
خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۴

ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ماجایی که عشق باشد او را چه کار با ما
ای پند گوی تا کی منعم کنی ز گریهلطفی نمای و ما را یک دم گذار با ما
گنج مراد خواهی برخیز گرم چون شمعدر کنج نامرادی شب زنده دار با ما
گر بی قرار شد دل در عاشقی عجب نیستچون روز اول این بود او را قرار با ما
گر عالمی به ظاهر یارند با خیالیخوش نیست تا به معنی خوش نیست یار با ما