شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع عشق و جدایی میپردازد. او دربارهی حالتی از گمراهی و سردرگمی سخن میگوید که به سبب عشق به معشوق به وجود آمده است. شاعر به شبهای دراز و دشواریهای دوری از معشوق اشاره میکند و از دل سوخته خود میگوید. او تاکید میکند که اگرچه راه را با اشک و خون مخلوط کند، ولی همچنان در پی پاکسازی خود و راه عشق است. شاعر به عشق و اهمیت آن در زندگی اشاره میکند و میگوید که اگر در جستجوی محبوب به مشکلاتی بر بخورد، نباید ناراحت شود، چرا که گمگشته به عشق درستی میرسد.
گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه راگم کرده ره داند بلی قدرِ شبِ کوتاه را
هوش مصنوعی: موهایش را کوتاه کرده و عشقش افزایش یافته، او که راه را گم کردهام، به خوبی میداند چقدر شب کوتاه ارزش دارد.
گو شام هجران همدمان باری به فریادم رسنداز آتش پنهان من خود دل بسوزد آه را
هوش مصنوعی: اگر شبهای دوری از دوستان مرا یاری کنند، آتشی که در دل پنهان دارم، خودم را میسوزاند و فقط آه میزنم.
خاکِ رهت را اشک اگر با خون بیامیزد مرنجگویم به چشم خویشتن تا پاک سازد راه را
هوش مصنوعی: اگر اشکها و خون من با خاک مسیر تو مخلوط شوند، ناراحت نباش. به خودم میگویم که اینکار به پاکتر شدن راه کمک میکند.
باشد به خاطر همچنان مهر زمین بوس تواَشصدبار اگر از آسمان اندازی ای جان ماه را
هوش مصنوعی: به خاطر مهر و محبت تو، زمین را بوسه میزنم، حتی اگر صد بار هم از آسمان بر من بیفتی، ای جانم.
گر دولت تیرت به جان خواهد خیالی عیب نیستچون این قدَرها میرسد یاران دولتخواه را
هوش مصنوعی: اگر مقدر باشد که تیر بخت به جان کسی اصابت کند، اشکالی ندارد، زیرا در این دنیا، چنین مقدرهایی به یاران و دوستان بخت و روزی میرسد.