شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به معلمی اشاره دارد که عشق و زیبایی را به شاگردان خود آموخته است. شاعر به طور خاص به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که او نه تنها درسی از زیبایی را از معلم خود گرفته، بلکه فنون فریب و دلربایی را نیز از دیگران آموخته است. شاعر با استفاده از تصاویری چون زلف پریشان و خط سبز، به جذابیت و دلربایی معشوق اشاره میکند و در نهایت به مبحث فتنه و عشق که ناشی از زیبایی چشمان معشوق است، میپردازد. در کل، شعر به بررسی عشق و تاثیر آن بر روح و روان انسان میپردازد.
آن معلم که لبت را روش جان آموختهرچه آموخت به زلف تو پریشان آموخت
هوش مصنوعی: آن معلم که به تو هنر گفتار و شیرینی صحبت را آموخت، هر آنچه به تو یاد داد، به زیبایی و جذابیت زلف تو مربوط بود.
ظاهراً بر ورق گل به خط سبز خردآیت حسن نه از یار که قرآن آموخت
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که روی گل، نوشتهای به رنگ سبز وجود دارد که زیبایی آن را نشان میدهد، ولی این زیبایی نه از طرف محبوب، بلکه از قرآن آموخته شده است.
داد از آن شوخ که در مکتب خوبی ز ادبرحمتِ اندک و بیدادِ فراوان آموخت
هوش مصنوعی: از آن جوان شاداب، به یادگار باقی مانده است که در کلاس عشق، از کمتوجهی به ادب و رفتارهای ناپسند، بیشتر از خوبیها یاد گرفت.
شیوهٔ فتنه ز خوبان جفا پیشه بپرسکه ادیب ازل این حرف به ایشان آموخت
هوش مصنوعی: از زیبارویان بپرس که چطور با جفا و فریب رفتار میکنند، چرا که استاد بزرگ این نکته را به آنها آموزش داده است.
آیت دلبری و شیوهٔ جان بخشی راجز به تعلیم خط و لعل تو نتوان آموخت
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی و هنر زندگیبخشی تنها از طریق یادگیری روشهای خاص و زیباییهای تو قابل درک و فهم است.
باز در خون خیالی شدی و می دانمکاین همه فتنه ترا نرگس فتّان آموخت
هوش مصنوعی: باز هم به خاطر خیالاتت غرق در اندوه و درد شدهای و میدانم که این همه آشفتگی و هرجومرجی که در دل داری، نتیجهی جذابیت و فریبندگی نرگس است.