شمارهٔ ۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از راهیابی و درک معنویات سخن میگوید. او بیان میکند که انسان با سیر و سلوک میتواند از گمراهی خارج شود و به مقامهای بلند دست یابد. او از گل میخواهد تا از پرنده سحر بپرسد که این خوشبختی چگونه به دست آمده است. شاعر تأکید میکند که باید انسان دست از خودخواهی بردارد و در پی فیض و رحمت الهی باشد، زیرا هر چیزی که انسان در جستجوی آن است، با دل خالص و دعا به دست خواهد آمد.
تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافتراه بیرون شدن از ورطهٔ گمراهی یافت
هوش مصنوعی: وقتی دل از مسیر سفر و خودسازی آگاه شد، راه نجات از گمراهی را پیدا کرد.
هرکه ره یافت بدین در به گدایی روزیمنصب دولت و منشور شهنشاهی یافت
هوش مصنوعی: هرکس که به این در راه پیدا کرد، در روزی نمایانگر مقام و تخت فرمانروایی شد.
ای گل از مرغ سحر قدر شب وصل بپرسکاین سعادت به دعاهای سحرگاهی یافت
هوش مصنوعی: ای گل، از پرنده صبح بپرس که چطور شب وصال را میشناسد، چون این خوشبختی را به برکت دعاهای سحرگاهی به دست آوردهایم.
پای در ره بنه و دست ز خود کوته کنکه درازیّ امل دست ز کوتاهی یافت
هوش مصنوعی: قدم به راه بگذار و از خود خواهی و غرور بپرهیز، زیرا کسی که آرزوها و بلندپروازیهایش را رها کند، به دستاوردهای بزرگتری خواهد رسید.
ای خیالی غرض خویش ز فیض کرمشخواه، چون هرچه از او میطلبی خواهی یافت
هوش مصنوعی: ای خیال! به خاطر نیازهای خود از نعمتهای او درخواست کن؛ زیرا هر چه که از او بخواهی، به دست خواهی آورد.