شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و محبت است. شاعر میگوید که هر حدیثی که در مورد عشق او به معشوقش گفته میشود، با راستگویی و صداقت او ارتباط دارد. او از عشق خود خوشحال است و به امید دیدن معشوقش در مسیر درد و غم میرود. شاعر به سالکان عشق اشاره میکند که با شوق و اشک در جستجوی معشوق هستند و میگوید که در دل او فقط گیاه محبت رشد کرده است. او به این موضوع اشاره دارد که زندگیاش در جستجوی معشوق گذشته و هیچگاه نتوانسته او را فراموش کند.
هر آن حدیث که در دعویِ محبّت توستبه قامت تو و عهدم که راست است و درست
هوش مصنوعی: هر داستانی که درباره عشق و محبتی که به تو دارم بیان میشود، به اندازهی قد و قامت تو ارزشمند و راستین است. عهد و پیمانی که با تو بستهام، نیز به همین اندازه صحیح و درست است.
از آن به راه غمت شاد می روم که مرابدین طریق روان کرد عشق روز نخست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق روز اولی که به من الهام بخشید، با شادی از مسیر غم تو عبور میکنم.
ز سالکان ره عشق بر سر کویتکه پا نهاد که از آبروی دست نشست؟
هوش مصنوعی: در مسیری که عاشقان به سمت تو میآیند، چه کسی جرأت دارد پا به کوی تو بگذارد وقتی که آبرو و حیثیتش در خطر است؟
بدین خوشم که ز باران اشک و تخم وفامرا ز مزرع دل جز گیاه مهر نرست
هوش مصنوعی: من خوشحالم که از باران اشک و بذر وفا، جز گیاه محبت در بستان دل من رشد نکرده است.
خیالیا همه عمرت به جست و جوی گذشتکه هرگز آن مه بی مهر خاطر تو نجست
هوش مصنوعی: تمام عمرتان را در خیال و آرزو به سر میبرید، در حالی که هیچگاه نتوانستهاید آن زیبای بدون محبت را پیدا کنید.