شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درد ناشی از دوری و جدایی میپردازد. شاعر از سرنوشت تلخی که او را از محبوبش دور کرده سخن میگوید و میگوید که زیبایی چهره محبوبش همه چیز را از او گرفته و دلش را در هر کجا به یاد عشق او به فغان آورده است. او همچنین به نادم بودنش از گناهان و اشتباهاتش اشاره میکند و در نهایت به خیال و یاد محبوبش که او را از راه راست منحرف کرده، اشاره میکند. به طور کلی، شعر حاکی از عشق عمیق، سوگ و پشیمانی است.
تابِ خطت قرار ز بخت سیاه بردمهر رخ تو گوی لطافت زماه برد
هوش مصنوعی: نقش خط تو به خاطر بخت بد، آرامش را از من گرفته و زیبایی چهرهات لطافت شب را از من ربوده است.
دل هرکجا که رفت به دعویِّ عشق توبا خویشتن نفیر و فغان را گواه برد
هوش مصنوعی: قلب من هرجا که برود، در صحبت از عشق تو با خود، صدای فریاد و نالهاش را شاهد میگیرد.
از ما قرار و صبر و دل و دین مدار چشمکاین جمله چشم شوخ تو در یک نگاه برد
هوش مصنوعی: از ما انتظارات و صبر و عشق و ایمان نداشته باش، چرا که همهی اینها با یک نگاه بازیگوش تو به راحتی از بین میرود.
این آب روی بس که سرشک ندامتمخواهد ز لوح چهره غبار گناه برد
هوش مصنوعی: این آب به قدری بر صورت بیدار و حقیقت من اثر میگذارد که میخواهم آثار گناهانم را از چهرهام پاک کنم.
از گمرهی تمام خیالی گذشته بودبازش خیال نرگس مستت ز راه برد
هوش مصنوعی: تخیل من در تمام گمراهیها، بار دیگر به یاد نرگس مستیات، متوجه تو شد و مرا از مسیر زندگیام جدا کرد.