شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و تاثیرات عاشقانه معشوق پرداخته است. شاعر به قدرت جاذبه و تأثیر زلف و لبان معشوق اشاره میکند و میگوید که این زیباییها باعث شدهاند تا دلها و امیدها از دست بروند و زندگیها تحت تأثیر آنها قرار بگیرد. همچنین، شاعر از احساساتی چون غم و حسرت ناشی از جدایی و فراق صحبت میکند و به نوعی حسرت خوابهای از دست رفته را به تصویر میکشد. در نهایت، اشاره به ناپایداری بخت و تقدیر نیز در شعر دیده میشود.
تابِ رویت رونق خورشید عالمتاب بردخندهٔ لعل تو آب گوهر سیراب برد
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند خورشید، درخشش و زیبایی بسیاری دارند، به طوری که لبخند لبت، مانند آب precious و زلال، روح و جان را سیراب میکند.
از شب زلف تو شد افسانهٔ بختم درازنرگس مست تو را در عین مستی خواب برد
هوش مصنوعی: از شب لکههای زلف تو سرنوشت من به درازا کشیده شده است. در حالی که مجذوب نرگس زیبای تو هستم، خواب به سراغم میآید.
گه گهی کردی خیال خواب بر چشمم گذرچونکه سیل اشک آمد آن گذر را آب برد
هوش مصنوعی: هر از گاهی فکر خواب به چشمانم میگذرد، اما به مانند سیلی از اشک، آن خیال را میبرد و از بین میبرد.
هر دلی کز دست تاراج غمت جان برده بودطرّهٔ طرّار زلفت در شب مهتاب برد
هوش مصنوعی: هر قلبی که از درد و رنج عشق تو به زانو درآمده بود، در شب روشن ماه، زیبایی و جذابیت موهای تو را به یاد میآورد.
آه از دست جفای زلف تو کاو عاقبتپنجهٔ بخت خیالی را به بازی تاب برد
هوش مصنوعی: ای کاش از آسیب زلف تو رهایی میافتیم، زیرا در نهایت خوشبختیِ خیالی را به بازی گرفتی.