شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر به غم و درد ناشی از عدم وفاداری و عدم رسیدن به عشق واقعی اشاره دارد. شاعر میگوید که بدون گذراندن سختیها و دردها، دل نمیتواند به وفایی دست یابد. او به بلبل اشاره میکند که نالهاش بیسوداست و در نهایت، از چمن دریغ میخورد. همچنین، شاعر تأکید میکند که تلاش دل ممکن است به نتیجه نرسد و عشق واقعی به سادگی به دست نمیآید. او به پایبسندگانی که به عشق امیدوارند، هشدار میدهد که در نهایت، به حقیقت عشق نمیرسند. از طرفی، عشق حتی اگر به خیال هم باشد، به راحتی به تحقق نمیرسد. بهطور کلی، این شعر به ناکامیها و دشواریهای عشق و وفاداری میپردازد.
تا جفایی نکشد دل به وفایی نرسدورنه بی درد در این ره به دوایی نرسد
هوش مصنوعی: اگر دل به کسی آسیب بزند، به عشق و وفا نخواهد رسید. در غیر این صورت، بدون درد و رنج، در این مسیر به درمانی نخواهیم رسید.
نالهٔ هر که چو بلبل نه به سودای گلی ستعاقبت زین چمنش برگ و نوایی نرسد
هوش مصنوعی: هر کسی که مثل بلبل ناله میکند، به خاطر آرزوی گل نیست؛ در نهایت از این باغ نه برگی برایش میماند و نه صدایی برای شنیدن.
ای دل ار سعی تو این است که من می بینمجای آن است که کار تو به جایی نرسد
هوش مصنوعی: ای دل، اگر تلاش تو این باشد که من را ببینی، بهتر است که بدانید این تلاش به جایی نمیرسد.
پای بوس تو طمع داشت دلم، عقلم گفترو که این پایه به هر بی سروپایی نرسد
هوش مصنوعی: دل من آرزو داشت که پای تو را ببوسد، اما عقل من گفت که این افتخار به هر کس بیلیاقت نمیرسد.
بیش مخرام که از چشم بدان می ترسمتا به بالای بلند تو بلایی نرسد
هوش مصنوعی: از نگرانی به خاطر اینکه مبادا بلایی به تو برسد، خودم را از تماشا دور میکنم.
گر وصالت به خیالی نرسد نیست عجبهیچگه منصب شاهی به گدایی نرسد
هوش مصنوعی: اگر به وصال تو فقط در خیال برسم، نباید تعجب کرد، زیرا هیچ وقت مقام سلطنت به دست گدا نمیرسد.