تناجی
خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۴۹

تا گلشن از طراوت روی تو یاد دادسرو از هوای قامت تو سر به باد داد
دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولیپایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد
با گل نداد حسن رخت نقشبند صنعپیرایه یی ست حسن که با هر که داد داد
اسباب نامرادیِ جاوید بود و غمعشق تو تحفه یی که بدین نامراد داد
با اهل درد عشق تو تقسیم شوق کردچیزی زِ یادِ تو به خیالی زیاد داد