تناجی
خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۵۰

تا نخست از طرف عشق تو فرمان نرسیدشرح حال دل موری به سلیمان نرسید
تا نشد راهبر تشنه لبان رحمت توقدم خضر به سرچشمهٔ حیوان نرسید
ما و اندیشهٔ دردت که مریض غم عشقبی طلبکاری درد تو به درمان نرسید
آه کاندر طلب وصل توام عمر عزیزبرسید آخر و این راه به پایان نرسید
عشق روزی که بلاهای تو قسمت می کردبه خیالی به جز از محنت هجران نرسید