شمارهٔ ۱۶۸
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف عواطف و احساسات ناشی از عشق میپردازد. در آغاز، به وجود آمدن دل از قطرهای خون اشاره میشود که به عشق و محبت تعلق دارد. باده شوق معشوق به قدری قوی است که دل را از حالت طبیعی خارج میکند. شاعر به تماشای معشوق و زیبایی او میپردازد و میگوید که در نهایت، تلاشها و کارهای او به عشق، بیحاصل و ناکام مانده است. در انتها نیز باز تأکید میشود که نباید از عشق و خواستههای درونی غافل شد، زیرا این خواستهها زندگی را دشوارتر میکند.
در ازل قطرهٔ خونی که ز آب و گِل شددم ز آیین محبّت زد و نامش دل شد
هوش مصنوعی: در آغاز، قطرهای از خون که از آب و گل به وجود آمد، سرآغازی برای محبت بود و نامش را دل گذاشتند.
بادهٔ شوق تو یارب چه شرابی ست کز اوبه یکی جرعه دلِ شیفته لایعقل شد
هوش مصنوعی: ای خدا، بادهای که ناشی از عشق توست چه شرابی است که با یک جرعه، دل عاشق را به حالت جنون میکشاند.
اوّل از هر دو جهان دیدهٔ من راه نظربست و آنگاه تماشای تو را قابل شد
هوش مصنوعی: نخست دیدهام از همه چیز بسته شد تا فقط به تو نگاه کنم و تماشای تو را لایق گردید.
حاصل کار تو ای دل به جز این نیست ز عشقکه سراسر همهٔ کار تو بی حاصل شد
هوش مصنوعی: نتیجهٔ تلاشهای تو ای دل تنها این است که عشق باعث شده تمام کارهایت بینتیجه بماند.
گو مباش از طرف کار خیالی غافلکه ز سودای خطت کار بر او مشکل شد
هوش مصنوعی: اهمیت نده به کارهای خیالی و بیهوده، چرا که افکار و آرزوهایت ممکن است موجب مشکلاتی در زندگیات شوند.