شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیتوجهی و کبر ابلیس اشاره میکند که باعث دوری او از حقیقت شده است. او از منصور حلاج صحبت میکند که به حقایق عمیق عشق دست یافته است. سوختن شمعی که پروانهها را جذب میکند به عشق اشاره دارد و نشان میدهد که عاشق در دلش شور و اشتیاقی عمیق دارد. در ادامه، به نورانی شدن عالم پس از صبح اشاره میشود و تجلی زیبایی را شگفتانگیز توصیف میکند. همچنین به خواسته موسی اشاره شده که میخواهد از زیبایی خداوندی خود را دور کند. شاعر به یادآوری محنتبار عشاق و ماتمزایی که از فراق محبوبشان رنج میبرند نیز میپردازد و در نهایت میگوید که بین ما و محبوب هیچ جز خیالی نیست و این خیالات نیز در نهایت از بین خواهد رفت.
سرکشید از کبر ابلیس و چنین مهجور شددعوی حلاج بر حق بود از آن منصور شد
هوش مصنوعی: ابلیس از برتریطلبی سرکشید و به همین دلیل به دور افتاد و ادعای حلاج حقیقتاً درست بود، به همین دلیل منصور شد.
شد شمع از سوختن این فنر بس پروانه راکاو به هر جمعیّتی در عاشقی مشهور شد
هوش مصنوعی: به خاطر سوختن این فنر، شمع روشن شده و به خاطر این که پروانه در هر جمعی شناخته شده است، عشقش در همه جا معروف شده است.
شام رمزی گفت از مویش چنین تاریک شدصبح چون دم زد ز رویش عالمی پرنور شد
هوش مصنوعی: شام رمزی از زیبایی و تاریکی موی خودش سخن گفت و باعث شد که صبح، با دمیدن بر چهرهاش، جهانی روشن و پرنور پدید آورد.
خواست موسی کز تجلاّی رخش از خود رودطور قسمت بین که این دولت نصیب طور شد
هوش مصنوعی: موسی خواست که با دیدن تابش چهرهی حق، خود را فراموش کند. کوه طور، که این نعمت برای او بود، بخشی از این تجربهی روحانی شد.
تا قضا از محنت شام فراقش یاد دادعاشقان را روزگار ماتم خود سور شد
هوش مصنوعی: زمانی که تقدیر از درد جدایی او، عاشقان را یادآوری کرد، روزگار ماتم و اندوه آنها به جشن و شادی تبدیل شد.
در میان ما و جانان جز خیالی پرده نیستعاقبت آن نیز هم از پیش خواهد دور شد
هوش مصنوعی: بین ما و محبوبمان تنها یک پرده خیال وجود دارد و در نهایت این پرده نیز روزی از بین میرود.