شمارهٔ ۲۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به عشق و وفاداری به یار اشاره میکند. او میگوید اگر یار به او آسیب بزند، از او حذر نخواهد کرد، چرا که نمیتواند از محبت به دوستش چشمپوشی کند. هر بلایی که از طرف یار به او برسد، او با جان و دل تحمل میکند. همچنین بیان میکند که اگر یار به کسی دیگر فکر نکند، او دلیل ندارد که از یار دلخور باشد. شاعر در طول زندگیاش هیچگاه روی شب بیغم را نچشیده و همواره در غم عشق یار خود به سر برده است. در نهایت، او به سفر دل به خاطر عشق و فراق میپردازد.
گر تیغ زند یار نخواهیم حذر کردکز دوست به تیغی نتوان قطع نظر کرد
هوش مصنوعی: اگر دوست ما به ما آسیب برساند، از او نمیگریزیم، زیرا نمیتوانیم از دوستی که به ما زخم میزند، دل بکنیم.
هر تیر بلایی که رسید از طرف یارجان پیش ستاد و همه را سینه سپر کرد
هوش مصنوعی: هر مشکلی یا مصیبتی که از طرف محبوب به او رسید، او با جان و دل استقبال کرد و تمام دردها و سختیها را به جان خرید.
گر یارِ مرا باز هوای دگری نیستبی جرم چرا از من بیچاره دگر کرد
هوش مصنوعی: اگر دوست من تمایل به کسی دیگر ندارد، پس چرا به من که بیگناه هستم، بیمحل برخورد میکند؟
تا گشت مقیم حرم دل غم عشقتجان از وطن خویش روان عزم سفر کرد
هوش مصنوعی: پس از آنکه عشق تو جایگاه دل را گرفت، غم و اندوه ناشی از آن باعث شد که جانم از خانه و دیار خود بیرون برود و به سفر بیفتد.
عمری شد و هرگز نشنیدم که خیالیبی غصّه شبی را به خیال تو سحر کرد
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که هرگز نشنیدهام که کسی بدون ناراحتی و دغدغه، شب را به یاد تو و با خیال تو صبح کند.