شمارهٔ ۲۳۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیباییهای معشوق است. شاعر از زیبایی چهره محبوب میگوید که باعث میشود عاشق شود و دلش را میبرد. او همچنین به رنج و غم عشق اشاره میکند و از احساساتی چون دلتنگی و شوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر به قدرت و تاثیر محبت اشاره میکند که حتی میتواند روح فرد را شاد کند.
ماه رخسارِ تو دید و عاشقی بنیاد کردگل نسیمت از صبا بشنید و دل برباد کرد
هوش مصنوعی: ماه چهره تو را دید و عاشق شد، نسیم صبح بوی گل تو را شنید و دلش را به دست آورد.
نخلِ قدّ دلکشت را بنده چون بسیار شداز برای جان درازی سرو را آزاد کرد
هوش مصنوعی: نگاه کن چقدر درخت نخل با قامتش دل ما را میآزرد، تا جایی که برای طول عمرمان، سرو را آزاد کردیم.
مردمیهای رقیبت را فرامُش چون کنمکاو سگ کوی تو را چون دید ما را یاد کرد
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم یاد رقیب را فراموش کنم، وقتی که او به یاد تو برمیگردد و وقتی سگ کوی تو ما را میبیند، او هم یاد تو را تجدید میکند.
تا ز ابرو علم سحر آموزد آخر غمزه اتمدّتی در عین شوخی خدمت استاد کرد
هوش مصنوعی: با نگاهی به ابرویت، جادوگری را یاد میگیرم. در عین اینکه شوخی میکنی، مدت زیادی به استاد خود خدمت کردهام.
گر خیالی در غم عشقت بمیرد باک نیستچون به تکبیری بخواهی روح او را شاد کرد
هوش مصنوعی: اگر کسی در اندوه عشق تو بمیرد، اشکالی ندارد؛ زیرا تو با یک دعا میتوانی روح او را شاد کنی.