شمارهٔ ۲۶۰
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و درد ناشی از آن اشاره دارد. گوهر اشک نشاندهندهی غم و اندوهی است که در دیدگان عاشق وجود دارد. شاعر به عشق معشوقش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر جانش را نیز فدای او کند، برایش مهم نیست، چون عشق او به معنای واقعی باارزش است. او همچنین زیبایی معشوق را توصیف میکند و میگوید که هیچکس جز او نمیتواند آرزوی التیام درد عاشق را برآورده کند. در نهایت، شاعر به سینه مجروح خود اشاره میکند که تنها با تیر محبت معشوق به خون تر شده است.
از گوهر اشک ار نشود دیده توانگرباری شود آبش به لب جوی برابر
هوش مصنوعی: اگر چشم نتواند به جواهر اشک برسد، لااقل میتواند قطرهای از آن را به کنار جوی آب بیاورد.
آن کیست که در عشق تو چون درّ سرشکمدعویّ یتیمی کند و بگذرد از زر
هوش مصنوعی: کیست که در عشق تو مانند یک الماس بینظیر، بر فقدان خود گلهمند است و از ثروت دنیا میگذرد؟
گر سر برود در سر زلف تو زیان نیستسودای سر زلف تو سودی ست سراسر
هوش مصنوعی: اگر سر من در تواش زلف های تو برود، نگران نباش؛ زیرا عشق به زلف های تو، یک سود و منفعت کامل است.
در حُسن غلام خط و خالت دو سیاهندنام و لقب هر دو شده سنبل و عنبر
هوش مصنوعی: در زیبایی خال و خط تو، هر دو سیاهاند و نام و لقب هر دو به گل و عطر تشبیه شده است.
از رهگذر سینهٔ مجروح خیالیجز ناوک خونریز تو کس نیست به خون تر
هوش مصنوعی: از دل شکسته و زخمدار، هیچ چیزی جز تیرهای قاتل تو وجود ندارد که مرا به خون آغشته کند.